حقوق و سیاست | شناختها و برداشتها | حوادث تاریخی | کشکول | شعر | داستانها | عکسهای دیدنی | هنر رسامی | کودک | نظر شما | درباره ی ما | تماس با ما

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 چگونه میتوان تمدن اسلامی را برنده میدان نمود؟



بحث از تمدن ویارویاروی تمدنها درشرایط فعلی دربین محققین ودانشمندان جهان جدی بوده وخواهد بود.
رویاروی تمدن ها بخصوص تمدن شرق با غرب درچند دهه قبل مطرح وبیان می شد.که تقریباَ دیری نگذشت ازآن رویاروی که تمدن شرق یعنی شوروی سابق از هم فرو پاشید ودیگر گون گردید وفروپاشی تمدن شرق ناشی از کدام عوامل بود؟ که وارد بحث نمی شویم ولی این قدر باید تذکر بدهیم که جهاد افغانستان وانقلاب جمهوری اسلامی ایران درفروپاشی آن نقش اساسی راداشت که پرواضح وروشن است  بعد از سرنگون شدن تمدن شرق وواردشدن تمدن غرب درصحنه که یگانه هدف آن تسخیر جهان درکام تمدنش بوده وخواهد بود دراین مرحله دانشمنمدان غربی براساس تحقیق ومطالعات که داشتن بعداز فروپاشی تمدن شرق فورا برای سردم داران غرب اعلام نمودند که درشرایط کنونی تمدن غرب باتمدن اسلام رودررو ودرمقابل هم قرارگرفته است.
تمدن اسلامی از قدامت بس بزرگ تاریخی برخوردارمی باشد. که آن به اندک زمان توانست درشرق وغرب عالم پشرفت خوبی داشته باشد . اما به اثر سوء استفاده از داخل وخارج آن تمدنش باعث رکود وازسرعتش که ازحد بالای برخوردار بود کاهش پیداکرد. که درنتیجه تا اندازهء چهره اش ضعیف نمایان شد.
اما دانشمندان غربی بانگاه ژرف شان درقبال تمدن های جهان اعلام نمودند که تنها وتنها تمدن اسلام میتواند با تمدن غرب مقابل شود . روی این جهت سردمداران طرح وپلانهای زیاد را درجهت توانمندسازی تمدن غرب وسر کوبی تمدن اسلامی ریختند وبیان داشتند که باچهره واشکال گوناگون ونیرنگ های خاص ترویج نمودند.
باپلان های ازقبل تعین شده تلاش کردند که چهره اسلام وتمدن اسلامی را به جهانیان منحوس ومنفور نشان بدهند
که نمونه اش ازیک جهت آمدند کتله عظیم را ایجاد کردند بنام تروریست جهانی باچهره عالم اسلامی واز سوی جهان اسلام معرفی نمودند.
از جانب دیگر یکعده اعمال رابعنوان تندروی وخشونت بیان داشتند . از زاویه دیگر درسالهای اخیر به کشورهای مهم واستراتژیکی اسلامی مانند افغانستان وعراق عملامورد حمله نظامی قراردادند بابهانه های گوناگون مانند لانه تروریستی وخطر جهانی. ولی اصل باهدف تاراج ذخایر طبیعی مانند نفت وگاز وغیره... . وپایگاه نظامی اش درقلب آسیاه وده ها هدف شوم دیگر .
همچنان درعده کشورهای اسلامی دیگر نفوذغیر رسمی را درپیش گرفتند .
دلیل بر مدعای ما خودمبارزات جامعه غربی وپیمان ناتو درمقابل تروریست جهانی به گفته خودشان درعراق وافغانستان می باشد . که مقابله کردن شان به هدف نابود ساختن القاعده وتروریست نیست بلکه مخدوش کردن فکرجهانیان است درمقابل عمل کرد شوم آنها به عنوان مسلمانان وقاعده اسلامی وبرخواسته ازمدارس علمی دینی
به دلیل این که قدرت غرب آماده بر این است که جهان را تسخیر نمایند آیا توان نابود کردن یک گروه کوچک را ندارند؟ درکشورعزیزما افغانستان از یک طرف باالقاعده وطالبان مبارزه مینمایند واز جانب دیگرکمگ های عملی نظامی خودش رادارند که ظرودرت به توضیح ندارد خودش معلوم وروشن است
اسامه بن لادن رهبر القاعده عملا بدست نیروی های بیرونی قرار می گیرد وتحت محاصره بیرون نرفتنی شان می افتد اما باگذشت چند لحضه دسور قطعی از خودکاخ سفید برای رهای محاصر بیرون داده می شود که رهبر دست پرورده خودشان جان سالم بدرمی برد به کدام دلیل ؟ به کدام علت وباچه توجه ؟
تصویر وفلم هارا آماده کرده که فرد ازالقاعده وطالبان باتیغ تیز وبرنده دست داشته خودش جان فرد بی گناه ومظلوم رامی گیرد ودر حین ذبح کردن آن بی گناه صدایش را به گفتن (الله اکبر)بلند می کند که رمز قضیه درینجاه نهفته است . اثرش این که یک جوان مسلمان صحبت می کرد بعد ازتماشاه کردن آن صحنه هر زمان که صدای موذن به اذان بلند می شد ومی رسید به کلمه(الله اکبر) من ازشنیدن آن جمله تنفر وانزجار داشته وپیداه کرده بودم . وقت بالای یک مسلمان به آن حد اثر نماید تبلغ ضداسلامی آیابالای کسی که اصلا ازاسلام شناخت ندارد چگونه خواهد اثر گذاشت ؟
درست است که القاعده وطالبان به شکل ازاشکال جان هزاران انسان راگرفتند وخواهد گرفت ولی نکته وسوال اساسی درین است که هدف مقصد وغرض شان چیست ؟
جوابش فقط یک نکته است وآن اینکه ذهنیت نادرست برای جهان بشریت بخصوص جامعه غرب نسبت به تمدن اسلام وچهره واقعی آن .
وهمه اش برگشت به همان بحث ازتمدن غرب واسلام است که درآینده کدام غالب وکدام مغلوب خواهدشد ؟
ولی آنچه پیدا است ازعمل کردجامعه غربی بخوبی دابسته میشود که بشتر زمینه ساز رشد تمدن اسلام می گردد . دلیل براین مدعای ما اینکه هرزمان جوانان وعالمان جهان غرب نام از تروریست جهانی ودشمن انسانیت را از آدرس اسلام بشنود باعث این می گردد که بیایند درمورد اسلام مطالعه وتحقیق راانجام بدهند .
هر زمانیکه تحقیقات خویش را انجام بدهند باعث این می گردد که گرایش خاص نسبت به اسلام وبرنامه های اسلامی پیدا نمایند. ونیز انگیزه برایشان داده می شود که بیایند برنامه های گروهی تروریستی جهانی را مطالعه نمایند که دقیقا می دانند که عمل کرد القاعده بر خلاف قطعی مکتب اسلام است . واین عمل کرد محقیقن باعث چند کارمی شود :
1 بهترین راه در زنده گی انسان راه اسلام وتمدن اسلامی است .
2 آگاه شدن از توطه بزرگ جهانی از جانب مخالفین اسلام .
که درنتیجه گرایش خاص به تمدن اسلام پیداکرده وایمان می آورند . که این نکه امروزه آشکار وروشن است
بناً همه نقشه های دشمن نقش برآب می شود طرح مبارزات دشمنان اسلام منحصر به آن نکته های قبل نیست ونخواهد بود بلکه پلان تجزیه کشور های اسلامی ایجاد اختلاف میان آنها ازبزرکترین نقشه بیان می توان کرد بنا بر ما مسلمانان وجوانان باشهامت اسلامی است که چگونه حرکت نمایم ؟ وچگونه تمدن اسلام را برنده میدان نمود؟ همه مسولیت دارد هرکدام به اندازه قدرت وتوان خودش اما بشترین آن بربازوان علما ودانشمندان نهفته است ونیز بدوش روشن فکران وقلم به دستان جهت نشرحقایق وبیرون دادن واقعیت های موجود درجوامع اسلامی می باشد که دقیقا روی این نکته باید دقت وتوجه نمود بنده بعنوان یک جوان مسلمان چندطرح درمورد شکوفاه وفراگیر شدن تمدن اسلامی درسراسرجهان دارم که بیان می گردد :

1 ایجاد شورای فقهای اسلامی درسطح جهان :

فقها ودانشمندان دینی به عنوان وارثین انبیاه وپیامبران الهی درجامعه بشری می باشند . ودرواقع ستون فقرات جامعه بشری واسلامی بوده وخواهند بود فقهای اسلامی سنگرداران واقعی اصلی مکتب غنی اسلام هستند. وهمچنان بعنوان دیواروحصار محکم درمقابل مخالفین به جوامع بشری واسلامی بوده وخواهد بود اندشه فقهای اسلامی است که بااستفاده از کتاب وسنت ودرکنارش تعقل وتفکر اتفاق نظرشان اندشه ها وشبه های ضد انسانی وبشری را درنطفه کرده وپاسخگوه بوده وخواهد بود ونیز رویش چگونه زیستن را برای انسان ها ومسلمانان بیان داشته وخواهد داشت.
دیدگاه من درقبال پرچم داران شریعت (فقها) این است که البته خودم از بیان کردن آن به محضرشریف شان شرم دارم اینکه وحدت ویک پارچه شدن ونیزنظم انظباط درزندگی یک اصل بسیار روشن قطعی وشفاف درمکتب اسلام است ونیز خود میدانند که جمع شدن فقهای اسلام بدور یک میز وایجاد قدرت واحد یکی از ضروریات مبرم وجدی درشرایط کنونی می باشد اگر دقت نمایم امروز الحمدالله رشدبالنده گی از جهت کمیت وکیفیت فقها ودانشمندان قناعت بخش است . اما آن رشد بالنده گی زمانی درمان کننده دردهای بشر امروز است که برخواسته ازیک کانال واحد واز یک قدرت برزگ ناشی شده ازوحدت ویکدلی سنگرداران عزیز باشد.
پشنهاد ما این است که همه فقهای جامع الشرایط اسلامی یک شورای عمومی فقها تشکل وایجاد نمایند . واز جمع خودشان فردی که جهات گوناگون برتری داشته باشد آن را بعنوان سرپرست عمومی خودشان وجمع عمومی اعلام بدارند وتمام برنامه های زندگی بشر راهنما ورهبر باشند وآن مجمع روی رشد وبالندگی تمدن اسلام تبین وتفسیر قرآن احادیث واصول دین فعالیت نمایند .ازیک منبع تصمیم گرفته شود ونیز تمام مشکلات جوامع بشری واسلامی را ازطریق تفاهم وگفتوگوه سالم ومنطقی حل نمایند . بیایند همه باپلان وتصمیم واحد وباوجود حفظ نظم وانظباط دقیق کاروان بشریت را از غرق شدن نجات بدهند وآن مسولیت اصلی خویش که راهنمای وهدایت بشریت است اداء نموده باشند.
چرا این قدرپراکندگی وبی نظمی وانظباط دربین فقهای عزیز اسلام ؟ چگونه وباچه تدبیر دانشمنداعزیزفقهای گرامی به صورت تک فردی میتوانند ازبرنامه های انسان ساز وجامعه ساز اسلام دفاع نمایند ؟
من دردها می گویم ومی نالم وفریاد خویش رابلند مینمایم . هدفم حمله کردن ویا تحقیر نمودن نیست بلکه بیان واقعیت های تلخ وزهری است که دارم احساس منمایم رنج میبرم . میخواهم بنویسم که همین از توان من است تامسولیت خویش را اداءنموده باشم
مادر شرایط زنده مینمایم که عصرارتباتاط نامیده می شود. تاباشم با پرچم داران شریعت ارتباط بگیرم شاید پشنهاد ما که البته در مقام شامخ شان کوچک است عرض ادب نموده باشم یاتاءید ونقد از گفته خویش بگیرم .
شاید ازین طریق با هم دلان وهم فکران خویش که از وضعیت آگاه هستند درارتباط شده بتوانم وشاید آن دوستان حرف که برای تسلی دل وروح باراحت من از این حالت داشته باشند .
من از تیم دشمن ومخالف نیستم ولی معترض منطقی باکمال ادب واحترام می گویم دارم می نویسم وفریاد بلند سرمیدهم .
زندگیم درکابل افغانستان است ما شاهد نماینده گی های چندین دفترمراجع وفقهای عزیز اسلام هستیم . که هرکدام شان فعالیت های قابل قدری رادارند اما آنچه کمتر دیده می شود وجود یک تفاهم وهمدلی طرح پلان کاری واحد دربین شان دیده نمی شود . چرا؟ مگر واحد بودن وشدن ومطالعه دقیق ازمشکلات وراه بیرون رفتن ازآن درجامعه ما ضروری نیست؟ مگرآن یک اصل اسلامی نیست ؟ اگراست چرابه آن عمل نمی شود ؟
اساسی ترومهم ترسرنوشت مدارس وحوزات علمیه درکابل ودرسراسرافغانستان است چه ازاهل سنت وچه از شیعه ونیزآینده محصلین وطلبه ها ی آن بوده ومی باشد .(انشاالله بزودی مقالات تحت عناوین چالشهای حوزات علمیه ودانشگاه های افغانستان وراهکارآن ونیزمشکلات طلاب ودانشجویان وراهکار آن بدست نشرسپرده خواهد شد) درکل پراکنده گی فقهای گرامی باعث عقب ماندگی جوامع اسلامی وتمدن آن خواهد گردید.

2 جمع کردن مالیات اسلامی جهت تقویه تمدن اسلامی

انسان درحیات خودش دو جنبه بسیار عالی وبرجسته دارد یکی مادی ودیگری معنوی ومکتب اسلام در هردوجهت نگاه ژرف وعمیق داشته ودستورش رابیان داشته است مهیا بودن امکانات مادی درزندگی انسان نقش بارز را دارد رشد ،ترقی وبالندگی درجهات گوناگون بشر وابستگی خاص به آن دارد . اگرجامعه وملتی به سربلندی وترقی رسیدندویا می رسند وابستگی اش به اقتصاد ودارای مالی ومادی بوده وخواهد بود ویا برعکس . درست که علت تامه نیست اما اثر خاص وبر جسته داشته وخواهد داشت.
روی این جهت بوده که مکتب اسلام بخاطر رشد شکوفای تمدنش برنامه اقتصادی شدیدا درنظرگرفته است تحت عناوین گوناگون اگر تاریخ صدراسلام را مورد مطالعه نمایم به خوبی دانسته می شود درعرصه رشد اسلام وترویج آن سه عا مل بسیار عالی بود داشته که یکی از آن همان پول وسرمایه اقتصادی حضرت خدیجه بوده است کمک های مالی جهت رشد ترقی اسلام بدوش هر فرد مسلمان گذاشته است که عده اش عمومی بوده تحت عنوان ذکات فطره وعده دیگرش تحت عناوین خمس وذکات مال وغیره... بدوش کسانی است که شرایط خاص راداراء باشد براساس احکام دین باید مالیات اسلامی پرداخت شود امادرشرایط کنونی مسلمانان جهان وکشورهای اسلامی بامشکلات زیاد اقتصادی دست وپنجه نرم مینمایند که عامل اصلی اش رامیتوان عدم پرداخت مالیات اسلامی بیان کرد.
بناً طرح ما درین مورد این است :
شورای فقهای اسلامی بصورت منظم ودقیق مالیات اسلامی را دریک مرکزجمع آوری نمایند ودوباره براساس ضرورتها ونیاز های مسلمین ترقی وتکامل جامعه اسلامی وتمدن غنی اسلام به مصرف برسانند اگرواقعا مالیات اسلامی جمع آوری ومصرف موجه درست درش صورت بگیرد دیگر مسلمانان جهان ازلحاظ اقتصادی مشکل نخواهند داشت بلک توان کمک به فقراه جهان را خواهند داشت درست است که امروز مالیات اسلامی جمع میشود ولی منظورمن این می باشد که مجموع مالیات ازطریق یک کانال ومصرفش از یک مجراه باشد که آن شوراه فقهای اسلامی است والا چندان مفید نه خواهد بود تنها فقهای اسلامی است حق تصرف ومصرف مالیات دینی را دارند نه دیگران . اما نمی دانم با کدام دلیل فقهای عزیز پرچم داران شریعت درمورد اقتصاد مسلمانان وجهان اسلام تدبیر درست راکه واقعا کاراباشد ندارند؟ چرا
برای جمع آوری ومصرف آن افراد خبیر کمتر دیده میشود؟ مگر مناسب نیست که مشاورین اقتصادی فعال درین گرفته شود ؟ نمی دانم اگردقت نمایم مالیات اسلامی را که برخواسته از دست جیب ملیارد چند صدملیون فرد انسان ویاکمتر می باشد پول کم نیست که درد اقتصادی ملت اسلامی رامداوا کرده نتواند که امروز نتوانسته ویگانه دلیلش نبود یک تدبیر درست وکاراه درمورد آن می باشد که ریشه اصلی اش نبود همان شورای فقها می توان بیان نمود. بجا خواهد بود که موارد مصرف مالیات به مردم بیان گردد تا مسلمین با انگیزه خاص آنراپرداخت نمایند. امید وارم درآینده نه چندان دورماشاهد شورای فقهای اسلامی که با تدبیر عاقلانه خودشان مشکلات اقتصادی مسلمانان ومردم جهان راحل نمایند باشیم . وبادستور رهبرانه خودشان یک خیزش عمومی درمورد نابودکردن فقراز کشور های اسلامی صورت گیرد که دیگر مسلمانان وکشورهای اسلام طعنه ها ومنت دشمنان رابدوش نداشته باشند ونیز رکود رشد ترقی تمدن اسلامی رابیشکنانند .

3 ایجاد یک نیروی نظامی عمومی تحت عنوان مدافعین تمدن اسلامی :

قدرتمند شدن مسلمانان ازلحاظ نیروی نظامی باید درصدرجدول قرارداشته باشد . نیروی نظامی مسلمانان حافظ تمدن اسلام ومسلمین جهان حتی امنیت کل انسان ها را ازناحیه انسان دوستی خویش که درین مکتب اهمیت دارد باشند. ولی با تاسف فراوان امروز قضیه برعکس شده است که این ناتوانی مسلمانان خودش نقشه دشمن بوده وخواهد بود. ما افغانی هستیم این درد را عملا احساس مینمایم ورنجش رامی چشیم .
اگرچند داشتن یک نیروی واحد اسلامی را اصل طرحش از انقلاب گرتاریخ سید جمال الدین افغانی می باشد ا. امادیگران از طرح ما اسفاده کردند وموفق شدند وادعای تسخیر جهان را بواسته نیروی خویش دارند درضمن دفاع از منافع کشورهای هم پیمان ولو غاصبانه باشد تحت عنوان (پیمان ناتو).
فقهای اسلامی وارث پیامبرعظیم اسلام است آن فخرکاءنات تنها به حکم کردن اکتفا نکرد برای رشد ترقی برنامه های اسلام طرح های زیادی داشت که از جمله آن بسیج کردن وآماده ساختن یک نیروی نظامی بسیار برجسته وکارا که مدافع اسلام ومسلمین باشد وهمچنین طرح دیگر.
امروز نمی دانم پرچم داران دین چه دلیل دارند که روی این نکته اصلا توجه ندارند ؟ درست قدرت علمی ،معنوی وغیره... جای خودشان رادرد اما قدرت نظامی یک نکته قابل عطف است که از اهمیت بالای برخوردار است ولی چرا به چه دلیل ؟ ؟ .

4 تقویت دانشگاه ها وحوزات علمیه :

حوزات علمیه ودانشگاه های اسلامی جای تربیت مدافعین وسنگرداران تمدن اسلامی وانسانیت بوده وخواهد بود که با ید هم از لحاظ کیفیت وهم کمیت توجه خاص درآنها باید صورت گیرد
 که این نکته زیاد توضیح نمی خواهد روشن است . که درمقاله تحت عنوان مشکلات حوزات ودانشگاه های اسلامی بشتر رویش کار شده است وبیان گردیده .


خلاصه :
درشرایط کنونی درجهان تمدن غرب باتمدن اسلام درحال مبارزه میباشد وجامعه باسلاح های گوناگون وارد میدان شده اند . سردمداران تمدن اسلامی که فقهای بزرگوارمی باشند نیز باعلم وعمل تقواه و دین داری ومعنویت درراه ترویج احکام وپیام الهی واردشده ودرصحنه حضوردارند
که براساس معلومات امرز گرایش بسوی اسلام نسبت به هرزمان دیگر بشتر شده است وخواهد که این خودش غنامندی تمدن اسلامی رانشانگر وبیان کننده می باشد
ولی به جهت یک عده پراکندگی که امروز احساس می شود دربین جوامع اسلامی ما به عنوان یک جوان مسلمان برای رشد ترقی تمدن اسلامی ودرنهایت نجات همه انسانها بواسطه آن طرح پلان درذهنم آمد تحریر کردم وبیان نمودم تاباشد مسولیت خویش را اداءنموده باشم . که درقالب 4 عنوان پلان ما بیان شده :

1 تشکیل شورای فقهای اسلامی درسطح جهان .
2 جمع کردن مالیات اسلامی جهت تقویه تمدن اسلامی .
3 تشکیل یک نیروی نظامی عمومی تحت عنوان مدافعین تمدن اسلامی .
4 تقویه حوزات علمیه ودانشگاه های اسلامی درسطح جهان .
به امید آن روز که فقهای عزیز بایک جا شدن وبرنامه ریزی مدبرانه خودشان جامعه بشری رابواسطه دین وشریعت نجات بخشند.

خواننده گرامی ازارائه دیدگاه خویش نسبت به این مقاله مارایاری رسانید.
3-1-1389

محمدرضا ذکی

<< صفحه اصلی >>

 powered by: aasman

حق نشر محفوظ است.